گروه ارز دیجیتال – مسیحا حیدریان؛ تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران، این بار دامنه فشار را بهطور رسمی به بخش داراییهای دیجیتال هم کشانده است. وزارت خزانهداری آمریکا در ۲۴ اوت، در قالب عملیات موسوم به «Economic Outcast»، بخش داراییهای دیجیتال را در کنار فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی به فهرست بخشهای اقتصادی ایران اضافه کرد. این اقدام دست واشنگتن را برای تحریم اشخاص و شرکتهای فعال در این حوزه، حتی خارج از ایران بازتر میکند.
در همین بسته تحریمی، خزانهداری آمریکا مدعی شده ایوان اوبوخوف، واسطه مستقر در امارات، از سال ۲۰۲۳ بیش از ۱۰۰ میلیون دلار پرداخت رمزارزی را برای تسهیل فروش نفت از سوی نیروی قدس سپاه پاسداران پردازش کرده است. به این ترتیب، رمزارز در پرونده جدید آمریکا نه بهعنوان یک جایگزین کامل برای شبکه بانکی، بلکه بهعنوان یکی از مسیرهای انتقال و جابهجایی منابع مرتبط با تجارت نفت ایران مورد توجه قرار گرفته است.
در این شرایط، پرسش اصلی درباره ظرفیت واقعی رمزارز برای تسویه تجارت خارجی ایران مطرح میشود؛ اینکه آیا شبکه رمزارزی میتواند در مقیاس دهها میلیارد دلار جایگزین شبکه بانکی شود و اگر چنین مسیری شکل بگیرد، تحریمکننده از چه نقاطی امکان شناسایی و مسدود کردن آن را خواهد داشت؟
علیرضا بزرگمهری، عضو سابق کارگروه ارزیابی اقتصاد دیجیتال وزارت اقتصاد، در گفتوگو با اقتصادآنلاین معتقد است پاسخ به این پرسش در شرایط فعلی منفی است. وی در این باره گفت: ظرفیت نقدشوندگی و تبدیل رمزارز به ارزهای فیات در بازار جهانی، برای تسویه تجارت خارجی در مقیاس صادرات نفت ایران کافی نیست و تمرکز آمریکا بر شبکه رمزارزی ایران بیشتر باید در چارچوب انتقال منابع، خرید برخی کالاها و تجهیزات و فعالیتهای مشابه تحلیل شود.
ظرفیت رمزارز برای تسویه تجارت خارجی چقدر است؟
بزرگمهری در پاسخ به این پرسش درباره امکان استفاده از رمزارز بهعنوان ابزار تسویه صادرات نفت ایران، ابتدا مقیاس این تجارت را مورد توجه قرار داد و گفت: مسئله را نمیتوان با تراکنشهای خرد رمزارزی مقایسه کرد.
وی با اشاره به حجم بالای مبادلات تجاری ایران افزود: وقتی صحبت از بیش از ۴۰ میلیارد دلار در سال است، دیگر نمیتوان موضوع را در حد انتقال ۵۰ یا ۱۰۰ هزار دلار دید. برای چنین حجمی باید تعداد قابلتوجهی تامینکننده و صرافی در نقاط مختلف جهان وجود داشته باشد که بتوانند رمزارز را دریافت کنند، در مقابل، کالا یا خدمات ارائه دهند یا در نهایت حجم سنگین رمزارز را به ارز فیات تبدیل کنند.
این کارشناس اقتصاد دیجیتال در ادامه تاکید کرد: تعداد صرافیهایی که امکان تبدیل چنین حجمی از رمزارز به ارز فیات را داشته باشند، کافی نیست و در عمل چنین ظرفیتی در شبکه جهانی رمزارز وجود ندارد.
بزرگمهری بر همین اساس، در پاسخ به پرسشی درباره امکان جایگزینی رمزارز با شبکه بانکی در صادرات نفت گفت: چنین امکانی وجود ندارد. استفاده از رمزارز برای مدیریت واردات و صادرات ایران در این مقیاس عظیم، عملی نیست.
هدف آمریکا از فشار بر شبکه رمزارزی ایران چیست؟
بزرگمهری در پاسخ به پرسشی درخصوص دلیل تمرکز آمریکا بر شبکه رمزارزی ایران، میان تسویه تجارت خارجی و انتقال منابع تفکیک قائل شد.
وی توضیح داد: رمزارز میتواند در برخی مسیرهای انتقال پول کاربرد داشته باشد و در مواردی نیز برای خرید برخی تجهیزات مورد استفاده قرار گیرد. همین بخشها میتواند یکی از دلایل تمرکز آمریکا بر شبکه رمزارزی ایران باشد.
عضو سابق کارگروه ارزیابی اقتصاد دیجیتال وزارت اقتصاد با اشاره به بحث انتقال منابع مالی برای گروههای مقاومت نیز خاطرنشان کرد: رمزارز ممکن است در چنین مسیری کاربرد پیدا کند. بنابراین، هدف قرار گرفتن صرافیها و واسطههای رمزارزی را باید بیشتر در ارتباط با همین نوع کاربردها تحلیل کرد، نه اینکه تصور شود رمزارز میتواند جایگزین کامل شبکه بانکی در تجارت خارجی ایران شود.
چرا صرافیها و واسطههای رمزارزی هدف تحریم قرار میگیرند؟
بزرگمهری دوباره تاکید کرد: تحریم صرافیها و واسطهها میتواند مسیر تبدیل رمزارز و انتقال آن به سایر شکلهای پول را محدود کند، اما در عین حال اساسا امکان استفاده از شبکه رمزارزی برای واردات و صادرات ایران در مقیاس ۴۰ تا ۵۰ میلیارد دلار وجود ندارد.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که اقدام اخیر آمریکا دامنه تحریم را از چند شرکت و صرافی مشخص فراتر برده است. بر اساس اعلام خزانهداری آمریکا، OFAC اکنون میتواند اشخاصی را که در هر نقطه از جهان در بخش داراییهای دیجیتال مرتبط با اقتصاد ایران فعالیت یا خدمات ارائه میکنند، هدف تحریم قرار دهد.
تحریم صرافیها چه اثری بر سرمایهگذاران خرد دارد؟
در بخش دیگری از گفتوگو، خبرنگار اقتصادآنلاین درباره پیامد تحریم صرافیها و واسطههای رمزارزی برای کاربران داخل ایران، بهویژه سرمایهگذاران خرد، از بزرگمهری پرسید. بزرگمهری در پاسخ به این پرسش، موضوع را به نحوه مدیریت ریسک در سرمایهگذاری رمزارزی مرتبط کرد و گفت: سهم این داراییها در سبد سرمایهگذاری افراد نباید بیش از اندازه باشد.
وی با اشاره به میزان مناسب سرمایهگذاری در بازار رمزارز اظهار کرد: حداکثر یکهشتم بحث سرمایهگذاری شما میتواند رمزارز باشد.
عضو سابق کارگروه ارزیابی اقتصاد دیجیتال وزارت اقتصاد در ادامه با اشاره به رفتار بخشی از سرمایهگذاران در این بازار توضیح داد: برخی افراد در حوزه رمزارز بسیار بیمحابا عمل میکنند و بدون توجه کافی به ریسکهای موجود، سهم بالایی از سرمایه خود را وارد این بازار میکنند.
بزرگمهری تحولات اخیر و فشارهای تحریمی علیه صرافیها و واسطههای رمزارزی را تجربهای قابل توجه برای این دسته از سرمایهگذاران دانست و خاطرنشان کرد: این اتفاق میتواند درس خوبی برای افرادی باشد که بدون در نظر گرفتن ریسک، سرمایه زیادی را وارد بازار رمزارز کردهاند.
آیا تحریمها استفاده از رمزارز را در ایران متوقف میکند؟
این کارشناس اقتصادی در پاسخ به این پرسش که موضوع تحریم صرافیها و واسطههای رمزارزی تا چه اندازه میتواند استفاده ایران از رمزارز را محدود کند، گفت: ممکن است برخی بسترها با محدودیت مواجه شوند، اما این محدودیت به معنای از بین رفتن کامل امکان استفاده از رمزارز نیست.
اظهارات بزرگمهری نشان میدهد میان دو کاربرد متفاوت رمزارز در پرونده تحریمهای ایران باید تفاوت قائل شد. از یک سو، استفاده از رمزارز برای انتقال منابع، پرداختهای خاص یا خرید برخی کالاها و تجهیزات میتواند در مقیاسهای مشخص امکانپذیر باشد و همین بخش نیز در تحریمهای اخیر آمریکا مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر، تبدیل رمزارز به ابزار اصلی تسویه صادرات نفت و جایگزین کردن آن با شبکه بانکی در مقیاس دهها میلیارد دلار با محدودیت جدی ظرفیت نقدشوندگی و زیرساخت تبدیل رمزارز به ارزهای فیات مواجه است.
اقدام اخیر واشنگتن هم نشان میدهد که تمرکز تحریمها صرفا بر خود رمزارز نیست؛ صرافیها، واسطهها، پردازشگران پرداخت و دیگر حلقههای اتصال شبکه رمزارزی به نظام مالی بینالمللی، نقاطی هستند که امکان اعمال فشار بر آنها وجود دارد. در پرونده جدید، خزانهداری آمریکا حتی یک واسطه مستقر در امارات را به پردازش بیش از ۱۰۰ میلیون دلار پرداخت رمزارزی مرتبط با فروش نفت ایران متهم کرده است.
در نتیجه، نقطه آسیبپذیر رمزارز برای ایران الزاما خود فناوری بلاکچین نیست؛ بلکه حلقههایی است که رمزارز را به اقتصاد واقعی، ارزهای فیات، صرافیها و شبکه مالی بینالمللی متصل میکنند. همین حلقهها در تحریمهای جدید آمریکا بیش از گذشته زیر ذرهبین قرار گرفتهاند.
