به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایرنا، کمتر از صد ثانیه تا تحقق یک رویا فاصله بود؛ رویایی که میتوانست تیم ملی فوتبال ایران را به مرحله حذفی جام جهانی ۲۰۲۶ برساند. اما گل تساوی اتریش در واپسین لحظات دیدار با الجزایر، همه معادلات را بر هم زد تا شاگردان ایران، در حالی که شانس صعودشان تا دقایقی پیش بیش از ۹۰ درصد برآورد میشد، با یکی از تلخترین و غیرمنتظرهترین حذفهای تاریخ خود از جام جهانی وداع کنند؛ اتفاقی که به نوشته روزنامه ایندین اکسپرس، فراتر از یک شکست فوتبالی معمولی بود.
این روزنامه در مطلب امروز خود نوشت: نکته جالب درباره طرفدار فوتبال بودن، زمانی که کشورتان در جام جهانی حضور ندارد، این است که میتوانید به هر دلیلی از یک تیم خارجی حمایت کنید؛ به خاطر بازیکنان مورد علاقه تان، سبک بازی زیبا یا حتی دلیلی کاملا شخصی.
اگر همه این عوامل را کنار هم بگذاریم، قلب من در جام جهانی ۲۰۲۶ برای ایران میتپد.
ایران کشوری است که هدف جنگی آمریکایی – اسرائیلی قرار گرفته؛ جنگی که هزاران غیرنظامی، از جمله بیش از ۱۰۰ کودک، را در حمله هوایی به یک مدرسه دخترانه در میناب به کام مرگ کشاند.
اما همبستگی با «تیم ملی» – آن گونه که تیم ملی ایران شناخته میشود – فراتر از جنگ است؛ کافی است به نحوه برخورد با بازیکنان و اعضای کادر فنی این تیم نگاه کنیم.
به تیم ایران گفته شد که تنها یک روز پیش از هر مسابقه به ایالات متحده سفر کند و بلافاصله پس از آن راهی مکزیک شود. همچنین درخواست ویزای چندین مربی، عضو کادر پشتیبانی و مسئول تیم رد شد و ایالات متحده سهمیه بلیت هواداران ایرانی را به طور کامل لغو کرد؛ اقدامی که مانع حضور بسیاری از طرفداران ایرانی در مسابقات شد.
ایران اعلام کرده است که شکایت رسمی خود را به فیفا ارائه خواهد کرد؛ هرچند از سازمانی که برای رئیس جمهور کشور میزبان اصلی جایزه صلح ابداع کرده است، انتظار چندانی نمیتوان داشت.
علاوه بر این، هواداران بیش از یک چهارم کشورهای حاضر در جام جهانی نیز با ممنوعیت سفر، محدودیتهای مختلف و رد درخواست ویزا مواجه شدهاند.
عمر عبدالقادر آرتان، داور سال آفریقا در سال ۲۰۲۵ و فردی که قرار بود نخستین داور سومالیایی حاضر در جام جهانی باشد، با وجود داشتن ویزای معتبر، به دلیل آنچه «نگرانیهای مربوط به بررسی سوابق» عنوان شد، در فرودگاه از ورود منع و بازگردانده شد.
در چنین شرایطی، احساسات نسبت به حضور ایران در این جام جهانی روشن بود؛ شکست دادن آمریکا در مرحله حذفی رویایی بیش از حد جذاب به نظر میرسید و قهرمانی ایران در جام جهانی تقریبا غیرقابل تصور بود.
با این حال، انتظارات واقع بینانه باقی ماند؛ هیچ چیز شاعرانهتر از آن نبود که ایران بتواند آمریکا را شکست دهد.
مسیر این دلشکستگی از تساوی بدون گل برابر بلژیک آغاز شد؛ جایی که خلاقانهترین ضربه آزاد مسابقات تا آن زمان وارد دروازه شد، اما پس از بازبینی توسط VAR به دلیل آفساید مردود اعلام شد.
سپس ایران در دیداری که برای صعود تنها به یک پیروزی برابر مصر نیاز داشت، با تساوی یک بر یک متوقف شد؛ آن هم پس از آنکه گل دقایق تلف شده این تیم بار دیگر به دلیل آفساید توسط VAR مردود اعلام شد.
در آن مقطع به نظر میرسید بخت با ایران یار نیست، اما محاسبات آماری چیز دیگری میگفت.
بازارهای شرط بندی و وب سایتهای ورزشی بیش از ۹۰ درصد شانس برای صعود ایران به عنوان یکی از هشت تیم برتر سوم مرحله گروهی قائل بودند. ایران تنها به یکی از سه نتیجه زیر نیاز داشت:
کنگو ازبکستان را شکست ندهد؛ کرواسی مقابل غنا پیروز نشود یا با آن مساوی کند؛ یا دیدار الجزایر و اتریش با تساوی به پایان نرسد.
اما کرواسی غنا را شکست داد؛ مشکلی نبود، هنوز دو نتیجه دیگر باقی مانده بود. ازبکستان نیز مقابل کنگو پیش افتاد و تنها چیزی که ایران نیاز داشت حفظ همین نتیجه بود. اما بازی با پیروزی ۳ بر ۱ کنگو به پایان رسید و شانس ایران کاهش یافت.
با این حال، از میان سه نتیجه ممکن در دیدار الجزایر و اتریش، تنها تساوی میتوانست ایران را حذف کند.
سپس شاید هیجان انگیزترین مسابقه جام تا آن لحظه آغاز شد. الجزایر دو بار از حریف عقب افتاد و پس از آغاز نیمه دوم، در حالی که نتیجه ۲ بر ۲ بود، به نظر میرسید هر دو تیم از همین نتیجه راضی هستند؛ زیرا تساوی میتوانست هر دو را راهی مرحله بعد کند.
اما در وقتهای تلف شده، ریاض محرز گل برتری الجزایر را به ثمر رساند و قلب میلیونها ایرانی و هواداران ایران را سرشار از شادی کرد.
این شادی، اما کمتر از ۱۰۰ ثانیه دوام آورد.
کالاجیچ که تنها یک دقیقه پیش وارد زمین شده بود، با ضربه سر گل تساوی را به ثمر رساند؛ گلی که آخرین ضربه توپ در مسابقه نیز بود.
آمریکا پیش از این به مرحله حذفی صعود کرده بود و به این ترتیب رویای رویارویی و پیروزی ایران برابر این تیم نیز از بین رفت. تنها امید باقی مانده، تماشای شکست آمریکا در دیدار بعدی اش برابر بوسنی و هرزگوین بود.
اما پیشینه و شرایط ایران، قانع کنندهترین دلیل برای حمایت از این تیم در سالهای اخیر بود. اکنون این داستان، با کمترین اختلاف ممکن و به دلیل اتفاقاتی که بخشی از آنها در زمین مسابقه و بخشی دیگر کاملا خارج از کنترل ایران رقم خورد، به پایان رسیده است.
زمان آن رسیده که در این جام جهانی، هدف تازهای برای حمایت پیدا کنیم.









