به گزارش ایران جیب، همزمان با تشدید دوباره درگیریهای نظامی میان ایران و آمریکا، محاصره دریایی ایران به یکی از مهمترین ابزارهای فشار واشنگتن تبدیل شده است؛ عملیاتی که هدف آن محدود کردن تردد کشتیها، مختل کردن صادرات نفت و افزایش فشار اقتصادی بر ایران است.
گزارشهای اخیر نشان میدهد آمریکا برای اجرای این سیاست از ترکیبی از گروههای ناو هواپیمابر، ناوشکنهای مجهز به موشکهای هدایتشونده، هواپیماهای شناسایی و گشت دریایی و دیگر واحدهای پشتیبانی استفاده میکند.
ناوگان پنجم آمریکا در خط مقدم عملیات
هدایت عملیات دریایی آمریکا در منطقه در چارچوب فرماندهی مرکزی ایالات متحده و نیروهای دریایی مرکزی آمریکا انجام میشود. ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا که مقر آن در بحرین قرار دارد، مسئولیت بخش مهمی از عملیات دریایی واشنگتن در خلیج فارس، دریای عمان، خلیج عدن، دریای سرخ و دریای عرب را بر عهده دارد.
محدوده مسئولیت این ناوگان حدود 2.5 میلیون مایل مربع آب را شامل میشود و سه گذرگاه راهبردی هرمز، سوئز و بابالمندب را دربرمیگیرد.
تنگه هرمز در این میان اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا بخش قابل توجهی از تجارت جهانی انرژی از این مسیر عبور میکند.
محاصره دریایی چگونه اجرا میشود؟
برخلاف تصور عمومی، محاصره لزوماً به معنای استقرار یک ردیف کشتی در مقابل تمام بنادر ایران نیست. آمریکا میتواند با کنترل و نظارت بر مسیرهای دریایی، شناسایی کشتیها، ایجاد مناطق محدودشده و متوقف کردن یا تغییر مسیر شناورها، عملاً دسترسی دریایی ایران را محدود کند.
گزارش رویترز در 1 سپتامبر 2026 نشان میدهد که محاصره آمریکا از اواسط ژوئیه صادرات نفت ایران از مسیر تنگه هرمز را بهشدت کاهش داده است. بر اساس این گزارش، بارگیری نفت خام ایران از حدود 2 میلیون بشکه در روز در ماه مارس به حدود 220 تا 255 هزار بشکه در روز در ماه اوت رسیده است.
در عین حال، این محاصره تمام سواحل ایران را به شکل یکسان پوشش نمیدهد و تمرکز اصلی آن بر مسیرهای راهبردی در خلیج عمان و دریای عرب است.
ناو هواپیمابر؛ مرکز فرماندهی متحرک آمریکا
مهمترین بخش قدرت دریایی آمریکا، گروههای رزمی ناو هواپیمابر هستند.
هر Carrier Strike Group معمولاً از یک ناو هواپیمابر، چند ناوشکن و در برخی مأموریتها رزمناو و شناورهای پشتیبانی تشکیل میشود. ناو هواپیمابر علاوه بر حمل دهها هواپیمای جنگی، امکان اجرای عملیات هوایی در فاصلهای بسیار دور از پایگاههای زمینی را فراهم میکند.
گزارشهای مربوط به عملیات اخیر آمریکا در منطقه از حضور چند گروه ناو هواپیمابر و مجموعهای از ناوشکنها در ارتباط با محاصره تنگه هرمز خبر دادهاند.
نقش ناوشکنها در محاصره
ناوشکنهای مجهز به موشکهای هدایتشونده، بخش مهم دیگری از این آرایش هستند.
این شناورها میتوانند مأموریتهای مختلفی از جمله:
دفاع هوایی
رهگیری اهداف هوایی
شناسایی و مراقبت دریایی
حفاظت از ناوهای هواپیمابر
مقابله با تهدیدهای موشکی
حمله به اهداف زمینی
را انجام دهند.
نمونهای از ساختار معمول یک گروه رزمی آمریکا را میتوان در استقرار تاریخی USS Nimitz مشاهده کرد؛ این ناو در یک مأموریت منطقهای همراه با رزمناوهای USS Princeton و USS Philippine Sea و ناوشکن USS Sterett در منطقه فعالیت کرده بود.
البته این استقرار مربوط به دورهای پیشین است و نباید آن را بهعنوان فهرست قطعی ناوهای حاضر در عملیات جاری تلقی کرد.
چرا آمریکا همه کشتیها را متوقف نمیکند؟
هدف اصلی محاصره، الزاماً توقف تکتک شناورها نیست؛ بلکه ایجاد شرایطی است که شرکتهای کشتیرانی و صاحبان نفتکشها، عبور از منطقه را پرریسک یا غیرممکن ارزیابی کنند.
افزایش حضور نظامی، بازرسی، هشدارهای دریایی و احتمال درگیری میتواند باعث شود شرکتهای کشتیرانی مسیر خود را تغییر دهند یا از ورود به منطقه خودداری کنند.
آیا تنگه هرمز کاملاً بسته شده است؟
تصویر دقیقتر این است که تردد در تنگه هرمز بهشدت مختل شده است، نه اینکه تمام مسیر به شکل فیزیکی و دائمی بسته شده باشد.
از سوی دیگر، ایران نیز در روزهای اخیر محدودیتهایی علیه برخی کشتیها اعمال کرده است. رویترز در 2 سپتامبر گزارش داد که ایران 11 کشتی دیگر را به فهرست سیاه خود اضافه کرده و تعداد کشتیهای ممنوعشده به 56 فروند رسیده است.
بنابراین، فشار دریایی در منطقه دوطرفه شده و تردد تجاری در یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان را با اختلال جدی مواجه کرده است.





