چرا آسیای مرکزی در شورای صلح ترامپ اهمیت دارد؟

چرا آسیای مرکزی در شورای صلح ترامپ اهمیت دارد؟

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از اویل‌پرایس، رؤسای‌جمهور قزاقستان و ازبکستان در تاریخ ۱۹ فوریه ۲۰۲۶ در نشست افتتاحیه «شورای صلح» دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در واشنگتن دی‌سی شرکت کردند. این شورا به‌عنوان ابزاری برای بازسازی نوار غزه معرفی شده است، اما این پرسش مطرح می‌شود که چرا دو جمهوری آسیای مرکزی در این نشست حضور داشتند؟

در دوره‌ای که نهاد‌های جهانی تحت فشار قرار گرفته‌اند و رقابت‌های ژئوپلیتیکی رو به تشدید است، قزاقستان و ازبکستان به بازیگرانی غیرمنتظره، اما ارزشمند در پروژه شاخص دونالد ترامپ تبدیل شده‌اند؛ آن هم در شرایطی که «توافق‌های ابراهیم» پس از حمله اسرائیل به نوار غزه به حاشیه رانده شده‌اند. مشارکت این دو کشور نه‌تنها بازتاب‌دهنده آرمان‌های منطقه‌ای، بلکه نشان‌دهنده بلوغی آرام در عرصه دیپلماسی است که اغلب در واشنگتن نادیده گرفته می‌شود؛ شهری که به نظر می‌رسد از زمان حملات ۱۱ سپتامبر، هنر گوش سپردن را فراموش کرده است. اگر این پروژه قرار باشد فراتر از یک برندینگ سیاسی باشد، بخش قابل‌توجهی از موفقیت آن مرهون تعامل منضبط و عمل‌گرایانه آسیای مرکزی ـ به‌ویژه ازبکستان ـ خواهد بود.

تحول سیاست خارجی ازبکستان و الگوی کاهش تنش

نقش ازبکستان به دلیل تحولی که این کشور از زمان استقلال در سال ۱۹۹۱ تجربه کرده، برجسته است. رهبری این کشور سیاست خارجی‌ای مبتنی بر کاهش تنش، همکاری منطقه‌ای و استقلال حاکمیتی را دنبال کرده است؛ اصولی که مستقیماً با هر ابتکار صلح‌محوری که به‌دنبال نتایج واقعی به‌جای اقدامات نمادین است، هم‌راستا محسوب می‌شود. سال‌ها آسیای مرکزی به‌عنوان عرصه رقابت قدرت‌های بزرگ تصویر می‌شد، اما امروز ازبکستان آن را به منطقه‌ای برای گفت‌و‌گو بازتعریف کرده و نشان داده است که جغرافیا الزاماً سرنوشت نیست.

این رویکرد در تلاش مستمر تاشکند برای تقویت همکاری‌های درون‌منطقه‌ای بیش از هر جای دیگر مشهود است. این کشور نقشی کلیدی در کاهش تنش‌های تاریخی در آسیای مرکزی ایفا کرده، پیوند‌های اقتصادی جدیدی را ترویج داده و در حل‌وفصل اختلافاتی میانجی‌گری کرده است که پیش‌تر حامی بی‌طرفی نداشتند. برای «شورای صلح» ترامپ که خود را بستری برای دیپلماسی غیرمتعارف و جایگزینی برای سازمان ملل معرفی می‌کند، ازبکستان نه‌تنها حمایت لفظی، بلکه الگویی آزموده‌شده از کاهش ریسک منازعات ارائه می‌دهد. تجربه این کشور در تسهیل توافق‌های فرامرزی آب، همکاری در حوزه انرژی سبز، اتصال حمل‌ونقل و حل اختلافات مرزی، الگویی حکمرانی فراهم می‌کند که می‌تواند در مناطق بحرانی بسیار فراتر از آسیای مرکزی به‌کار گرفته شود.

اعتبار ازبکستان نزد کشور‌های غیرمتعهد

ازبکستان همچنین سرمایه‌ای را به همراه می‌آورد که واشنگتن اغلب آن را دست‌کم می‌گیرد و در حال حاضر فاقد آن است: اعتبار نزد کشور‌های غیرمتعهد. در جهانی که ابتکارات آمریکا غالباً با تردید‌های قابل‌توجهی مواجه می‌شوند، ازبکستان می‌تواند به‌عنوان صدایی متوازن عمل کند؛ حامی ثبات، اما به‌اندازه کافی مستقل تا برای دولت‌هایی که نمی‌خواهند امتداد سیاست آمریکا تلقی شوند، قابل اعتماد باشد. این ویژگی به شورا امکان می‌دهد دامنه دیپلماتیک خود را بدون برانگیختن واکنش‌های منفی ناشی از میانجی‌گری آشکار غرب گسترش دهد. به بیان دیگر، ازبکستان قابلیت استفاده‌پذیری ابتکار شورا را افزایش می‌دهد.

علاوه بر این، اصلاحات داخلی تاشکند جایگاه آن را به‌عنوان شریک در ابتکارات مرتبط با صلح تقویت کرده است. آزادسازی اقتصادی، ابتکارات ضدفساد و گشایش محتاطانه سیاسی، چهره‌ای اصلاح‌طلب از این کشور ترسیم کرده و به آن میزانی از قدرت نرم بخشیده است. مشارکت در شورا، این پیام را مخابره می‌کند که صلح از توسعه جدایی‌ناپذیر است و کشور‌هایی که در پی ثبات هستند باید برای شهروندان خود نیز فرصت ایجاد کنند. این پیام زمانی اثرگذارتر است که از سوی کشوری بیان شود که اصلاحات خود را از نقطه‌ای دشوار آغاز کرده و همچنان بدون الگو‌های تحمیلی خارجی آن را مدیریت می‌کند.

نقش مکمل قزاقستان در دیپلماسی چندجانبه

نقش قزاقستان نیز مهم و مکمل است. در حالی که ازبکستان تجربه میانجی‌گری منطقه‌ای و اعتبار اصلاح‌طلبانه را به همراه دارد، قزاقستان دانش نهادی ریشه‌دار در دهه‌ها دیپلماسی چندجانبه‌گرا را ارائه می‌کند. آستانه سال‌هاست خود را به‌عنوان محلی برای گفت‌و‌گو معرفی کرده و میزبان مذاکرات صلح سوریه، گفت‌و‌گو‌های منع اشاعه هسته‌ای و ابتکارات سازمان امنیت و همکاری اروپا بوده است. دستگاه دیپلماسی این کشور باتجربه، از نظر فنی توانمند و در حرکت میان قدرت‌های رقیب راحت است. برای شورای ترامپ، این امر به معنای دسترسی به زیرساختی توسعه‌یافته از مذاکره‌کنندگان، تحلیلگران و متخصصان حل منازعه است.

قزاقستان همچنین چشم‌اندازی کلان‌اقتصادی ارائه می‌دهد. این کشور به‌عنوان صادرکننده بزرگ انرژی و بازیگر کلیدی در لجستیک اوراسیایی، درک عمیقی از چگونگی تشدید یا مدیریت اختلافات بر سر ترانزیت، خطوط لوله و کریدور‌های تجاری به شورا می‌آورد. ابتکار صلحی که بُعد اقتصادی را نادیده بگیرد، به‌ندرت موفق می‌شود؛ قزاقستان تضمین می‌کند که شورا تعامل میان امنیت و تجارت را در کانون توجه نگه دارد.

انرژی محرک تاشکند و توافق مواد معدنی

با وجود اهمیت قزاقستان، انرژی محرک نهایی ممکن است از تاشکند سرچشمه بگیرد. ازبکستان در قلب جغرافیایی و روانی آسیای مرکزی قرار دارد. جمعیت، وزن فرهنگی و رویکرد فعالانه تازه این کشور به آن امکان می‌دهد همکاری منطقه‌ای را به شیوه‌ای بسیج کند که هیچ بازیگر خارجی قادر به انجام آن نیست. هنگامی که ازبکستان به دیپلماسی روی می‌آورد، همسایگانش نیز معمولاً از آن پیروی می‌کنند؛ اثری که شورا می‌تواند برای شکل‌دهی ائتلاف‌های چندجانبه جهت کاهش منازعه از آن بهره ببرد. افزون بر این، یک روز پیش از برگزاری نشست شورا، ترامپ و رئیس‌جمهور ازبکستان، شوکت میرضیایف، توافق‌نامه‌ای امضا کردند که دسترسی بیشتر آمریکا به مواد معدنی حیاتی ازبکستان را فراهم می‌کند.

اهمیت راهبردی رو به رشد آسیای مرکزی نیز ارزش هر دو کشور را دوچندان می‌کند. با تغییر مسیر‌های تجارت جهانی، تحول بازار‌های انرژی و تشدید رقابت میان قدرت‌های بزرگ، میانجی‌های باثبات به بازیگرانی ضروری بدل می‌شوند. مجمع صلحی که قزاقستان و ازبکستان را در بر گیرد، به کریدوری دسترسی پیدا می‌کند که آسیای جنوبی، چین، روسیه و خاورمیانه را به هم متصل می‌سازد. دیدگاه‌های این دو کشور درباره زیرساخت‌های فرامرزی، مدیریت تحریم‌ها و معماری‌های امنیت منطقه‌ای صرفاً نظری نیست، بلکه حاصل تجربه زیسته است.

فراتر از نمایش سیاسی؛ ضرورت تجربه منطقه‌ای

منتقدان ممکن است استدلال کنند که «شورای صلح» ترامپ بیش از آنکه یک نهاد باشد، ویترینی نمایشی است؛ اما این نقد زمانی رنگ می‌بازد که مشارکت‌کنندگان جدی با دستورکار‌های خاص خود در زمینه ثبات، توسعه و اتصال منطقه‌ای وارد میدان شوند. ازبکستان و قزاقستان به‌طور تصادفی به چنین ابتکاراتی نمی‌پیوندند و اگر شورا به ضمیمه‌ای از وزارت خارجه آمریکا بدل شود، اعتبار خود را قربانی نخواهند کرد. حضور آنان خود نشانه‌ای است از اینکه این بستر می‌تواند بیش از یک زینت سیاسی باشد.

در نهایت، موفقیت شورا به این بستگی دارد که آیا می‌تواند تجربه عملی مناطق مختلف را ادغام کند یا همچنان صرفاً بر جهان‌بینی واشنگتن تکیه خواهد داشت. (و چالش شخصی ترامپ آن خواهد بود که در صورت تعارض دیدگاه رهبران آسیای مرکزی با توصیه‌های فرستادگان غیررسمی یا اعضای خانواده‌اش، این دیدگاه‌ها را مدنظر قرار دهد.) در این میان، نقش ازبکستان غیرقابل جایگزین است. ابتکار صلحی که تجربه خط مقدم را نادیده بگیرد، به انتزاع گرایش پیدا می‌کند؛ اما ابتکاری که دیپلماسی ریشه‌دار و آزموده منطقه‌ای ازبکستان را در خود بگنجاند، از عمق عملیاتی برخوردار می‌شود. در شرایطی که سیاست جهانی وارد مرحله‌ای پراکنده‌تر و چندقطبی‌تر می‌شود، چنین عمقی یک انتخاب نیست، بلکه ضرورت است.

با ارتقای جایگاه ازبکستان و قزاقستان در «شورای صلح»، ابتکار ترامپ صرفاً اعضای خود را افزایش نمی‌دهد، بلکه به ذخیره‌ای از دیپلماسی عمل‌گرایانه دست می‌یابد که پیش‌تر در یکی از پیچیده‌ترین مناطق جهان آزموده شده است. اگر قرار باشد صلح چیزی بیش از یک شعار باشد، آسیای مرکزی ـ با صدای فزاینده و مطمئن ازبکستان ـ ممکن است همان شریکی باشد که این شورا بیش از همه به آن نیاز دارد.

مطالب مرتبط
صرافی‌ها
قیمت ارزها
BTC_IRT

خرید و فروش بیت‌کوین / تومان

نماد نشانه گذاری این ارز را با (BTC) انجام می شود.
Chart-BTC
تغییرات ۲۴ ساعت

بیشترین قیمت

10,958,668,775 تومان

کمترین قیمت

10,362,529,799 تومان

اطلاعات بازار
آخرین تغییر:
3.35%
کارمز انتقال:
100 IRT

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *