بررسی روند قیمت خودرو در ماههای اخیر یک الگوی تکرارشونده را نشان میدهد. برای مثال در مورد خودرو سورن پلاس:
هر زمان عرضه و فروش انجام شده، فاصله قیمت کارخانه و بازار کاهش یافته و حاشیه بازار کوچکتر شده است. اما با پایان یافتن دورههای فروش و کاهش عرضه، بازار دوباره مسیر افزایشی را طی کرده و اختلاف قیمت کارخانه و بازار بیشتر شده است.
این روند تنها به عرضه محدود نیست. اقتصاد ایران معمولاً با افزایش فشارهای تورمی، رشد هزینههای تولید و تغییر سایر متغیرهای اقتصادی مواجه میشود؛ عواملی که بر قیمت بسیاری از کالاها از جمله خودرو اثرگذار هستند.
افزایش بهای مواد اولیه، قطعات، دستمزد، حملونقل، انرژی و سایر نهادههای تولید، هزینه تمامشده خودرو را بهطور مستمر افزایش میدهد و در کنار تورم عمومی، بر روند قیمتها اثر میگذارد.
در دورههای فروش، افزایش عرضه و ورود خودرو به بازار باعث میشود کشش بازار برای رشد قیمت کاهش پیدا کند و حاشیه بازار کوچکتر شود؛ اما با پایان عرضه، تورم و انتظارات تورمی دوباره اثر خود را بر بازار گذاشته و فاصله قیمت کارخانه و بازار به تدریج افزایش مییابد.
تجربه ماههای گذشته نیز همین موضوع را تأیید میکند. متقاضیانی که در اسفندماه خودرو خریداری کردند، به طور متوسط حدود ۴۰ درصد بیشتر از خریداران در ماههای دیگر سال از محل اختلاف قیمت کارخانه و بازار منتفع شدند.
بازی دلالان با انتظارات خریداران خودرو
*چرا همیشه عدهای میگویند «نخرید»؟*
هر بار که طرح فروش خودروسازان آغاز میشود، موجی از توصیههای بهظاهر کارشناسی در فضای مجازی و کانالهای غیررسمی منتشر میشود: « نخرید، قیمتها پایین میآید.»
این توصیهها در نگاه اول یک تحلیل اقتصادی به نظر میرسد، اما از منظر اقتصاد رفتاری، بیش از آنکه بر دادههای واقعی بازار استوار باشند، میتوانند بر انتظارات خریداران اثر بگذارند. بسیاری از مردم تصور میکنند فعالان بازار، معاملهگران و سوداگران خودرو بیش از دیگران از روندهای قیمتی اطلاع دارند؛ بنابراین توصیههای آنان را بهعنوان یک «سیگنال معتبر» تلقی میکنند، در حالی که این توصیهها بیشتر با هدف تامین منافع واسطههاست.
در بازار خودرو ایران بارها تجربه و مشاهده شده است که همزمان با آغاز طرحهای فروش خودروساز، انتظار برای کاهش قیمتهای بازار آزاد تقویت میشود. نتیجه این فضای روانی، کاهش هیجانی تقاضا و تغییر رفتار بخشی از خریداران است. در چنین شرایطی، خرید برای گروهی از دلالان که نقدینگی آماده دارند، سادهتر میشود تا خریدشان را به راحتی و با مبلغی زیر قیمت خریداری کرده و بعداً با قیمتهای بالاتر بفروشند. به همین خاطر میتوان گفت بخشی از سیگنالهای «نخرید»، تلاشی برای استفاده از فرصت برای خریدهای زیرقیمت است.
این الگو منحصر به بازار خودرو نیست. در بازار ارز، طلا و حتی بورس نیز بارها مشاهده شده که شایعات و سیگنالهای غیررسمی، گاهی بیش از متغیرهای واقعی اقتصاد بر رفتار سرمایهگذاران اثر گذاشتهاند. حتی گفته می شود دولت هم از این موج ها استفاده می کند تا زیر قیمت بخرد.تجربه بازار ایران نشان میدهد توصیههایی که با عنوان «تحلیل بازار» منتشر میشوند، لزوماً بیطرفانه نیستند و برخی از آنها میتوانند در جهت تامین منافع منتشرکنندگان باشند. البته این به معنای آن نیست که هر توصیهای برای نخریدن خودرو نادرست است یا هر بار بازار در مسیر افزایش قیمت قرار دارد، اما تصمیم برای خرید یا عدم خرید نباید صرفاً بر پایه موجهای روانی و توصیههای غیررسمی گرفته شود. واقعیاتی مانند اقتصاد تورمی، میزان تولید و عرضه، سرمایهای بودن خودرو و همچنین تقاضای بازار، شاخصهای معتبرتری برای تصمیمگیری هستند.
وقتی بخشی از خریداران خرید خود را به تعویق میاندازند، فرصت برای معاملهگرانی که نقدینگی آماده دارند، بیشتر میشود؛ به همین دلیل، انتشار سیگنالهای «نخرید» همیشه نمیتواند صرفاً یک توصیه بیطرفانه باشد. حتی با یک جستوجوی ساده یا مشورت با چتجیپیتی هم میتوان فهمید که بازار خودرو تابع تورم است و حالی که تورم نقطه به نقطه به ۹۰ درصد نزدیک شده، قیمت خودرو در بازار نیز از این نرخ تبعیت خواهد کرد!









