به گزارش اقتصادآنلاین، از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و حتی پیش از آن، مواضع و اقدامات یک بامودوهوای اتحادیه اروپا و کشورهای عضو مولفه ثابت تحولات بوده است.
اروپاییها از یک سو با موضعگیریهای تند علیه جمهوری اسلامی ایران و اقدامات، چون قراردادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی، زمینه را برای فشار همهجانبه فراهم کردند. اما همزمان پیش از جنگ در موضعی بسیار مبهم اقدام نظامی را رد کردند و حالا در خلال جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران نیز خواستار بازگشت به میز دیپلماسی شدهاند.
پرسش اینجاست که در میانه این مواضع یکبامودوهوا و چندگونه، اتحادیه اروپا چه هدفی را دنبال میکند و بهدنبال چیست؟ اروپایی از جنگ و اهدافی، چون تغییر رژیم در ایران حمایت میکنند یا به اصطلاح میخواهند ماهی خود را از آب گلآلود بگیرند؟
آغاز فصل تنشآلود روابط
روابط ایران و اروپا با روی کارآمدن دونالد ترامپ در آمریکا رو به تیرگی رفت. البته روابط پیش از آن نیز به سردی گراییده بود، اما با آغاز تلاش سه کشور اروپایی انگلیس، آلمان و فرانسه در تابستان گذشته برای فعالکردن مکانیسم حلاختلاف توافق هستهای، فضای تنشآلودی بر روابط ایران با این کشورها حاکم شد.
البته وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز تلاش تا با مذاکره از این روند جلوگیری کند که آخرین مرحله آن در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک رقم خورد. گفتهشد که عباس عراقچی رییس دستگاه دیپلماسی پیشنهاد دیدار با نمایندگان سه کشور اروپایی و استیو ویتکاف نماینده ویژه ترامپ را داده بود، اما طرف آمریکایی این پیشنهاد را رد کرد.
سرانجام اروپا بدون طیکردن دقیق سازوکار قانونی در شورای امنیت سازمان ملل، مکانیسم حل اختلاف (اسنپبک) را فعال کرد تا شش قطعنامه تحریمی علیه ایران که با برجام ملغی شده بود را دوباره بازگرداند. البته ایران به همراه چین و روسیه با ارسال دو نامه مخالفت و عدم همراهی این کشورها با قطعنامههای بازگردانده شده را اعلام کرد. اما این سرآغاز فصل تنشآلود روابط جمهوری اسلامی با کشورهای اروپایی و به ویژه تروئیکای اروپا (انگلیس، فرانسه و آلمان) بود.
همراهی با فشارحداکثری آمریکا
اعمال فشار دیپلماتیک بر ایران از سوی اتحادیه اروپا به همراه آمریکا ادامه یافت. اما نقطه عطف دوم در اوجگیری تنشها، اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در ایران بود. اتحادیه اروپا، برخلاف گذشته مواضع محافظهکارانه خود را کنار گذاشت و دست به اقدامات بیسابقهای زد. مهمترین این اقدامات قراردادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی بود. اقدامی که آمریکا در دولت اول ترامپ در سال ۹۷ آن را انجام داد.
در ۹ بهمن کایا کالاس، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، گفت که وزیران خارجه این اتحادیه در اقدامی «سرنوشتسار» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد. این اقدام زمینه را برای فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران فراهم کرد تا در نهایت در حمله به ایران، تمامی مواضع مرتبط با سپاه پاسداران، هدف قرار گیرد.
تلاش برای مصونماندن از جنگ
اما اتحادیه اروپا به ویژه سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان، در حالی که شرایط را برای منتهیشدن فشار حداکثری آمریکا به تهاجم نظامی فراهم کردند، تلاش کردند تا دامن خود را به جنگ آلوده نکنند. در این میان، انگلیس که عضو اتحادیه اروپا نیست، سپاه را در فهرست گروههای تروریستی خود قرار نداد و در ظاهر اعلام کرد که اجازه استفاده آمریکا از پایگاههای خود به خصوص پایگاه استراتژیک «دیگو گارسیا» در حمله به جمهوری اسلامی ایران را نداده است.
آلمان نیز که پیش از جنگ مقامات آن تندترین مواضع را علیه جمهوری اسلامی اتخاذ کرده بودند، تاکید کردند که جزئی از جنگ نیستند.
در این بین، فرانسه، اما ناو هواپیما «شارل دو گل» را به منطقه اعزام کرد. با این حال رییس جمهور فرانسه مدعی است که قرار نیست کشورش در جنگ منطقه درگیری شود. فرانسه میگوید که این اقدام اهداف دفاعی دارد.
مواضع چندگانه اروپا
همزمان با تلاش اتحادیه اروپا برای مصونماندن از جنگ، مواضعی دوپهلو نیز داشته است. اورسولا فون در لاین رئیس کمیسیون اروپا اخیرا گفته که «دیدگاههای متفاوتی درباره اینکه آیا جنگ علیه ایران یک جنگ انتخابی است یا یک جنگ ضروری، میشنوید. من معتقدم این بحثها این نکته را نادیده میگیرند که اروپا باید بر واقعیت جاری تمرکز کرده و دنیا را باید همانگونه که امروز هست، ببیند.»
او همچنین مدعی شده که «مردم ایران شایسه آزادی، کرامت و حق تصمیمگیری در مورد آینده خود هستند.» این سخنان واکنش اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت خارجه را در پی داشته که او را «ریاکار» و «ایستاده در سمت اشتباه تاریخ» با «تطهیر جنایت، تجاوز و جنایات جنگی ایالات متحده/اسرائیل علیه ایرانیان» دانست. آنچه بقائی «ریاکاری» خوانده است در واقع اشاره به مواضع چندگانه اروپا در ظاهر و پشت پرده دارد.
اروپا به دنبال چیست؟
اما اتحادیه اروپا حتی خواستار بازگشت طرفین به میز مذاکره نیز شده است. موضعی که بیش از آنکه تمایل واقعی اروپاییها به آتشبس را نشان بدهد، حاکی از تلاش آنها برای مصونماندن از جنگ است؛ هرچند جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، بازارهای انرژی اعم از نفت و گاز را در اروپا تحت تاثیر قرار میدهد و به تبع آن اقتصاد این کشورها را نیز متاثر میسازد.
با این همه، به نظر میرسد اتحادیه اروپا و سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان، تلاش دارند تا بیشترین منافع را از جنگ با کمترین هزینه داشته باشند. البته مواضع ضداروپایی ترامپ در یک سال گذشته نیز در عدم همراهی کامل نظامی آنها با آمریکا تاثیرگذار بوده است. اما اروپاییها نسبت به سرنوشت جنگ اطمینان ندارند و تلاش دارند تا در صورت رقمخوردن هر نتیجهای، منافع خود را حفظ کنند. البته این رویکرد مورد انتقاد ترامپ نیز قرار گرفته است. با این حال به نظر نمیرسد که انتقاد ترامپ بر مواضع اروپاییها اثرگذار باشد.
از سوی دیگر در نگاه اروپا، فرسایش توان نظامی آمریکا در خاورمیانه در جنگ با ایران نیز مد نظر است. چراکه ترامپ در سند امنیت ملی ۲۰۲۶ خود به صراحت از تغییر دکترین امنیتی و نظامی این کشور در نسبت با اروپاییها خبر داده است؛ بنابراین اروپاییها نیز تا اینجا ترجیح دادهاند با اهداف ژئوپلتیک و نظامی آمریکا نوعی فاصلهگذاری داشته باشند تا در صورت عدم موفقیت واشنگتن اهرمهای نقشآفرینی خود را از دست ندهد.
در چنین شرایطی، مناسبات جمهوری اسلامی ایران با اتحادیه اروپا و انگلیس همچنان فصلی تنشآلود را سپری میکند. فصلی که پایان آن دستکم در افق کوتاهمدت، میسر نیست.









