فراتر از تورم؛ وقتي ريال واحد حساب نيست

فراتر از تورم؛ وقتي ريال واحد حساب نيست

به گزارش ایران جیب، بحث درباره اقتصاد ایران طی سال‌های اخیر عمدتاً حول نرخ تورم می‌چرخد؛ اینکه تورم 60 درصد است یا 70 درصد و آیا می‌توان وضعیت موجود را «ابرتورم» نامید یا نه. اما یک تغییر مهم‌تر در حال رخ دادن است: مسئله فقط افزایش قیمت‌ها نیست، بلکه اعتماد به ریال به‌عنوان واحد سنجش ارزش در حال فرسایش است.

فروشنده‌ای که اعتبار پیش‌فاکتور خود را به چند ساعت محدود می‌کند، تأمین‌کننده‌ای که حاضر نیست قیمت فردا را تضمین کند و موجری که اجاره را بر اساس دلار یا معادل ریالی آن تعیین می‌کند، تنها به تورم بالا واکنش نشان نمی‌دهند؛ آنها در حال تغییر مبنای محاسبه ارزش هستند.

وقتی ریال از «واحد حساب» فاصله می‌گیرد

پول سه کارکرد اصلی دارد: وسیله مبادله، ذخیره ارزش و واحد حساب. در شرایط تورمی، ابتدا قدرت پول به‌عنوان ذخیره ارزش آسیب می‌بیند؛ اما در صورت تداوم تورم، آسیب می‌تواند به کارکرد مهم‌تری یعنی واحد حساب نیز برسد.

واحد حساب یعنی فعال اقتصادی بتواند قیمت کالا، قرارداد، دستمزد، اجاره و سرمایه‌گذاری را با یک معیار نسبتاً پایدار بسنجد. وقتی این معیار دائماً تغییر کند، قراردادهای بلندمدت دشوارتر می‌شوند و فعالان اقتصادی برای کاهش ریسک، به ارز، طلا، ملک یا سایر دارایی‌ها به‌عنوان معیار ارزش روی می‌آورند.

به همین دلیل، کوتاه شدن اعتبار پیش‌فاکتورها یا افزایش قراردادهای شاخص‌شده با نرخ ارز را نمی‌توان صرفاً یک واکنش عادی به تورم دانست. این رفتارها می‌تواند نشانه‌ای از تغییر عادت‌های اقتصادی باشد.

ایران ابرتورمی است یا نه؟

یکی از اختلافات مهم درباره اقتصاد ایران به تعریف «ابرتورم» بازمی‌گردد.

در تعریف کلاسیک فیلیپ کیگان، ابرتورم زمانی مطرح می‌شود که تورم ماهانه به بیش از 50 درصد برسد. بنابراین تورم ماهانه 3.4 درصدی، حتی اگر تورم سالانه و نقطه‌به‌نقطه بسیار بالا باشد، با این معیار به معنای ابرتورم نیست.

اما استاندارد بین‌المللی گزارشگری مالی شماره 29، یعنی IAS 29، نگاه متفاوتی دارد. این استاندارد صرفاً به یک نرخ مشخص تکیه نمی‌کند و مجموعه‌ای از نشانه‌های اقتصادی و رفتاری را برای تشخیص شرایط ابرتورمی در نظر می‌گیرد.

از جمله این نشانه‌ها می‌توان به افزایش شدید قیمت‌ها، تمایل مردم به نگهداری دارایی‌های غیرپولی، ترجیح ارزهای باثبات، قیمت‌گذاری کالاها با ارز خارجی و پیوند خوردن قیمت‌ها، دستمزدها یا نرخ‌های بهره به شاخص‌های قیمت اشاره کرد.

بنابراین، اختلاف موجود درباره ایران تا حد زیادی به معیاری که برای تعریف ابرتورم انتخاب می‌شود مربوط است؛ نه اینکه تمام تحلیلگران الزاماً درباره وضعیت تورمی اقتصاد ایران اختلاف بنیادی داشته باشند.

پدیده مهم‌تر؛ جایگزینی تدریجی معیار قیمت

یکی از پیامدهای تورم مزمن، افزایش تمایل به استفاده از ارز خارجی یا دارایی‌های دیگر برای سنجش ارزش است.

این اتفاق الزاماً به معنای پرداخت مستقیم با دلار نیست. ممکن است قرارداد همچنان به ریال نوشته شود، اما طرفین قیمت را ابتدا با دلار، طلا یا دارایی دیگری در ذهن خود محاسبه کنند و سپس معادل ریالی آن را تعیین کنند.

این مسئله در قراردادهای اجاره، معاملات عمده، تأمین مواد اولیه و برخی قراردادهای بلندمدت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در چنین شرایطی، حتی اگر پرداخت نهایی همچنان ریالی باشد، معیار واقعی قیمت دیگر لزوماً ریال نیست.

تجربه کشورهای دیگر چه می‌گوید؟

تجربه کشورهایی مانند ترکیه، آرژانتین، لهستان و برخی اقتصادهای آمریکای لاتین نشان می‌دهد بازگرداندن اعتماد به پول ملی معمولاً صرفاً با اقدامات دستوری امکان‌پذیر نیست.

کنترل تورم، ایجاد ثبات در سیاست پولی، نرخ بهره حقیقی مثبت و افزایش قابلیت پیش‌بینی اقتصاد از جمله عواملی هستند که می‌توانند به بازسازی اعتماد کمک کنند.

در مقابل، تلاش برای مجبور کردن مردم و بنگاه‌ها به استفاده از پول ملی، بدون اصلاح عوامل ایجادکننده بی‌اعتمادی، لزوماً عادت‌های اقتصادی را تغییر نمی‌دهد.

البته تجربه این کشورها را نمی‌توان عیناً به ایران تعمیم داد؛ ساختار ارزی، محدودیت‌های مالی و شرایط تحریمی ایران متفاوت است. شباهت اصلی در سازوکار شکل‌گیری بی‌اعتمادی به پول ملی است، نه الزاماً در ابزارهای سیاستگذاری.

خطر برای سرمایه‌گذار و بنگاه چیست؟

وقتی تورم بالا باشد، رشد اسمی قیمت دارایی‌ها الزاماً به معنای افزایش ثروت واقعی نیست.

ممکن است ارزش ریالی یک دارایی طی چند سال چند برابر شود، اما اگر هزینه زندگی و قیمت سایر دارایی‌ها نیز به همان نسبت افزایش یافته باشد، بازده واقعی بسیار کمتر از چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد.

برای بنگاه‌ها نیز مسئله جدی‌تر است. اگر هزینه اجاره، مواد اولیه یا تأمین مالی عملاً با نرخ ارز حرکت کند اما درآمد شرکت همچنان ریالی باشد، یک ریسک ارزی پنهان در صورت‌های مالی شکل می‌گیرد.

در چنین وضعیتی، شرکت ممکن است بدون آنکه رسماً بدهی ارزی داشته باشد، در معرض افزایش نرخ ارز قرار گرفته باشد.

معیار مهم‌تر از نرخ تورم چیست؟

برای سنجش اینکه اقتصاد در حال تثبیت است یا نه، شاید تنها نگاه کردن به نرخ تورم کافی نباشد.

یکی از نشانه‌های مهم می‌تواند طول عمر قیمت‌ها و قراردادها باشد.

اگر اعتبار پیش‌فاکتور از چند ساعت به چند روز و سپس چند هفته افزایش پیدا کند، اگر قراردادهای بلندمدت دوباره امکان قیمت‌گذاری ریالی پیدا کنند و اگر بنگاه‌ها بتوانند هزینه‌های آینده خود را با اطمینان بیشتری پیش‌بینی کنند، می‌توان گفت بخشی از اعتماد به واحد پول در حال بازگشت است.

در مقابل، اگر قیمت‌ها مرتباً نیازمند بازنگری باشند، مدت اعتبار پیش‌فاکتورها کوتاه‌تر شود و قراردادهای داخلی بیش از گذشته به نرخ ارز یا طلا وابسته شوند، مسئله دیگر فقط «تورم بالا» نیست؛ بلکه اقتصاد در حال تغییر شیوه اندازه‌گیری ارزش است./ اعتماد

مطالب مرتبط
صرافی‌ها
قیمت ارزها
BTC_IRT

خرید و فروش بیت‌کوین / تومان

نماد نشانه گذاری این ارز را با (BTC) انجام می شود.
Chart-BTC
تغییرات ۲۴ ساعت

بیشترین قیمت

19,749,998,999 تومان

کمترین قیمت

19,201,000,000 تومان

اطلاعات بازار
آخرین تغییر:
-0.34%
کارمز انتقال:
100 IRT

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *